Iran: verrassend en gastvrij – ایران: شگفت‌انگیز و مهمان‌نواز

.
Persian Text Nelow / متن پارسی در زیر
.

De Perzische hoofdstad, Teheran

 door Marieke Kessel, Telegraaf

Prachtige cultuurschatten, een afwisselende en imposante landschap en een gastvrije bevolking. Je zou het misschien niet denken, maar we hebben het over Iran. Na een bezoek aan dit land staat geen vooroordeel meer overeind.

Een kronkelige weg strekt zich zover als je kunt kijken uit in de glooiende heuvels. In de verte tekenen zich de hoge steile toppen van het imposante Zagrosgebergte af. De bestuurders van de enkele auto’s die we tegenkomen, kijken nieuwsgierig naar ons buitenlanders. Vaak gaat het raampje open en klinkt een enthousiast ‘Welcome to Iran!’. Ooit stonden deze heuvels vol met wijnranken, maar na de Islamitische revolutie is deze productie verboden.

Op reis door dit afwisselende land kom je om de haverklap zulke mooie stukken natuur tegen; van het verrassend groene noorden tot het woestijnachtige zuiden. Onderweg kom je langs steden die bol staan van cultuur en levendigheid, elk met hun heel eigen sfeer. Zo waan je je in het doolhof van smalle straatjes en lemen huizen van woestijnstad Yazd in een sprookje uit 1001-nacht. Het is hier heerlijk rondstruinen van moskee naar moskee en langs de honderden winkeltjes op de overdekte bazaar.

.
Gedichten

De kronkelige weg door de heuvels leidt ons naar Shiraz, de stad van de poëzie. Een bezoek aan deze stad staat synoniem aan een bezoek aan de tombe van de beroemde in 1390 overleden Perzische poet Hafiz. Iedere Iraniër kent wel één van zijn gedichten uit het hoofd. Vanuit een hoekje van het park is het hier heerlijk mensen kijken. Een oudere man in een wit gewaad heft zijn armen naar de hemel. Hij prevelt zachtjes in zichzelf, vast zijn favoriete gedicht. Zijn handen gaan over de kist.
Een groepje jongeren loopt langs ons. Zachtjes oefenen ze Engelse zinnetjes. Het is een kwestie van tijd voor ze ons aanspreken. „Hello? Where you from?” Ze zijn net zo nieuwsgierig naar ons als wij naar hen. Waarom komen we naar Iran? Alle westerlingen denken toch dat de bevolking van Iran uit terroristen bestaat?

MEER…

PERZISCHE VERTALING DOOR SAMIAR SHEYBANI / PDN:
.

ایران: شگفت انگیز و مهمان نواز
.
منبع: روزنامه تلخراف

برگردان پارسی: سامیار شیبانی / شبکه ایرانیان هلند

.
تنوع فرهنگی و طبیعی، همراه با مردمی مهمان نواز. تصورش را نمی‌کنید٬ ولی صحبت از ایران است. پس از سفر به این کشور، جای شکی باقی نمی‌ماند.

جاده‌هایی پیچ در پیچ که افقی از تپه‌ها دارند را پیش رو دارید؛ نشانه‌ها از شیب تند کوه‌های زاگرس خبر می‌دهند. رانندگانی که در برخورد با ما خارجی‌ها٬ کنجکاو نگاه می‌کنند. بعضی وقتها شیشه اتوموبیلی پایین کشیده می‌شود و فریاد “به ایران خوش آمدید” به گوش می‌رسد .

در گذشته، این مراتع وبلندی‌ها از انگورهای شرابی گوارا غنی بوده که با روی کار آمدن حکومت اسلامی٬ از محصولات ممنوعه به شمار رفته است.

با سفر در این سرزمین ٬ چهره‌های گوناگون طبیعت را در آن شاهد هستیم. از شمال سرسبز تا کویری منحصر به‌فرد.در طول راه با مکان‌هایی سرشار از فرهنگی غنی و ریشه گرفته در فضایی ادبی با پیشینه‌ای تاریخی بر خواهید خورد.

شهری کویری با خیابان‌های باریک و خانه هایی گِلی. گویا در داستان‌های ۱۰۰۱ شب پا گذاشته‌ایم.

قدم زدن در میان مکانهای عبادی و نظاره کردن مغازه های بازار هم حال و هوای خاص خود را دارد.

 شهر شعر

 جاده های پر پیچ و خم میان کوه و مرتع رو رد می کنیم تا به شهر شعر برسیم. بازدید از این شهر تاریخی تکمیل خواهد شد با دیداراز آرامگاه شاعر پر آوازه ایران، حافظ. هر ایرانی دست‌کم یک بیت از اشعار حافظ را از بَر دارد. در گوشه ای از یک پارک، نگریستن به رهگذران حالتی ویژه دارد. مردی میان‌سال، با لباسی سراسر سپید که اشعاری را می‌خواند.

 تعدادی جوان از جلوی ما رد می شوند. تلاش می کنند با ما هم کلام شوند و انگلیسی صحبت کنند. احوال پرسی و از اینکه ما از کجا آمده‌ایم مقدمه یک گفتگو است. آنها به گونه‌ای در مورد ما کنجکاو هستند که ما نسبت به آنها؛ می پرسند: برای چی ما  به ایران آمده‌ایم؟ و یا می‌پرسند: واقعیت دارد که در غرب ما را تروریست می شناسند؟

 سلاح هسته ای

 آنها از این که ما به کشورشان آمده‌ایم خوشحال هستند و انتظار دارند که ما در هلند تصویری متفاوت از حجاب اجباری  یا انرژی هسته‌ای از کشورشان دهیم. بیشتر ایرانیان مخالف حکومت حاکم هستند و مدعی هستند که جهانگردان بیش از آنچه تصور می‌کنند می توانند از ایران لذت ببرند.

آنها ما را با خود به گوشه ای از پارک می برند. شیراز با گلهای خوش عطر ورنگارنگ، همراه با درختان میوه و نهرهای جاری در میان شهر شناخته شده است. در زیر سایه درختان، فرش‌های منحصربه‌فرد ایرانی قرار دارد که روی آن چایِ تازه دم با قلیان آماده است. پیک نیک در شیراز اولویت نخست مردم است. در پارک فرصت خوبی برای دیدارهای پنهانی دختران و پسران با هم وجود دارد. به دلیل آنکه پس از حوادث ناخوشایند انتخابات ریاست جمهوری در سال ٬۲۰۰۹ دامنه  فشار بیشتر بیشتر شده و پاتوق بسیاری از جوانان در چایخانه‌ها هم بسته شده است.

 پل های معروف

 چایخانه‌های معروف و سنتی اصفهان هم از گزند فشارهای سال‌های اخیر حکومت دور نمانده و بسته شده‌اند. ولی ایرانیان مردمانی نیستند که تن به هر ناسازگاری بدهند. زیر همان پل‌ها حالا محلی است برای گردهمایی دختران و پسران جوان. از میانه‌های عصر به بعد، این مکان‌ها شلوغ خواهد شد تا جایی که در شب جای سوزن انداختن هم نخواهد بود. روسری‌های بانوان گاهی چنان عقب می رود که گویی چیزی بر سر ندارند. شاید بی حجابی در ایران ممنوع است ولی به این معنا نیست که مردم هم تن دهند.

 پارتی ها هم برای خود حکایتی دارد. تنها باید آگاه باشی کِی و کجا. در تهران مهمانی‌ها همه گیر است . دختران با حجابی محصور داخل می شوند ولی و در جشن، لباس‌های شب و دامن‌های کوتاه دیدنی می‌پوشند.

در ایران مکمل‌هایی با  الکل بالا به نام “عرق” گرما بخش پرطرفدار جشن‌هاست.

  کوروش کبیر

 بازدید از ایران نباید بدون دیدار از کاخ باستانی پرسپولیس (تخت جمشید/پارسه) صورت گیرد. این مکان در قلب امپراتوری ایران (Perzische Rijk)، مهد تمدن غرب بود. اسکندر کبیر ۳۳۰ سال پیش از میلاد مسیح به این قدرت پایان داد ولی امروزه آثار و بقایای این تاریخ در پرسپولیس همچنان پابرجاست. پله های این کاخ راهرویی است به جبروت این بنای منحصر به فرد. امروزه ایرانیان به این مکان به عنوان پشتوانه قوی فرهنگی خود می‌بالند.

در کنار این فرهنگ غنی ٬آداب و رفتار ایرانیها هم در زمینه مهمان‌نوازی و گشاده‌رویی ویژه است. این رفتار را حتی در یک تراس کوچک در تهران هم می‌بینیم. دو تهرانی ساکن لس آنجلس به ما کمک می‌کنند تا نقشه شهر که به پارسی نوشته شده را بخوانیم. این دو ایران را در زمان تغییر حکومت ترک کرده‌اند و معتقد بودند انقلابیون که شاه را کنار گذاشتند، هرگز امروز ایران را تصورنمی کردند.

 ایالات متحده 

 دو ایرانی ساکن آمریکا به کشور دومشان علاقه دارند ولی آنها برای رنگ و بوی زادگاهشان دلتنگ می‌شوند. هر سال به کشورشان سفر می‌کنند. از آنها می‌پرسم نمیتوانید در ایران بمانید و زندگی کنید؟ آنها پاسخ می‌دهند: «نه. ایران هر روز از دنیا بیشتر فاصله می‌گیرد و به دلیل تحریم‌های اقتصادی غرب٬ قیمتها در اینجا روزانه افزایش پیدا می‌کند.»

 گویا مواردی دیگر هم هست که آنها ترجیح  می دهند در آمریکا بمانند. آنها دست هم را می گیرند و ما منظورشان را متوجه نمیشویم. چشمکی به هم می زنند.

 پیشنهاد

 اگر میزبانی ایرانی دارید٬ حتما باید با پدیده مخصوص‌شان که «تعارف» است آشنا باشید. اگر یک ایرانی چیزی را به شما می خواهد بدهد ٬ حتما در ابتدا رد کنید و پس از سه بار آن را قبول کنید. روایتی است در این کار که می‌گوید اگر شخص  فردی باشد در تنگنا و به خاطر مهمان‌نوازی چیزی را پیش‌کشی می‌کند در صورتیکه مطمئن شود شما واقعا نمی خواهید٬ خجالت زده نشود و پس بگیرد.

 غذاهای ایرانی

 کباب خورهای حرفه‌ای٬ ایران برایشان بهشت است. در هر رستوران  گوشت و جوجه با برنج ٬ دوغ مخصوص و ادویه‌ای ویژه به نام سماق موجود است.

برای مثال رستورانی در یزد وجود دارد که همگان لباس‌های ایرانی بر تن دارند؛ فضایی ویژه. حتما دیگر غذاهای سنتی ایرانیان مانند فسنجان را هم امتحان کنید. در این رستوران‌ها شانس زیادی دارید که با ایرانیانی آشنا شوید که شما را به صرف غذا به خانه هایشان دعوت می‌کنند. بدون شک بپذیرید چون در آنجا هم از خوردن غذاهای خوشمزه بی نصیب نخواهید ماند.
.
—————–

به فیس بوک شبکه ایرانیان هلند بپیوندید 

This entry was posted in Nieuws en Artikelen. Bookmark the permalink.

Leave a Reply